ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

75

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) خدا ميان طبق اين سو و آن سو مىرفت و به من فرمود : اى عكراش از هر جا كه مىخواهى بخور كه اين چند نوع خرماست . سپس براى ما آب آوردند . پيامبر ( ص ) نخست دست خود را شست سپس بر دو كف دست خود و چهره و سر و دو ساعد خويش مسيح كشيد و فرمود : اى عكراش اين شست و شوى از چيزهايى است كه آتش آن را تغيير داده است - پختنىها . برز او پدر ابو رجاء عطاردى است و نام اصلى ابو رجاء عطارد بوده است . گويد از سهل بن بكّار مرا خبر دادند كه مىگفته است ابو الخليل عبد السلام براى ما حديث كرد و گفت * پيش ابو رجاء عطاردى رفتيم ، گفت : من مردى صحرانشين بودم ، شنيديم پيامبر ( ص ) آهنگ ما دارد . گريختيم و خانه‌هاى خود را رها كرديم . سپس ما را اطمينان دادند و آگاه شديم كه كار او بر حق است و به خانه‌هاى خود برگشتيم . پدرم و تنى چند از افراد قبيله به حضور رسول خدا رفتند و از او سخن شنيدند و برگشتند و گفتند باكى نيست او شما را به سوى خدا فرا مىخواند و ما مسلمان شديم . قطبة بن قتاده سدوسى گويد از گفتهء خليفة بن خياط « 1 » مرا خبر دادند كه مىگفته است عون بن كهمس ، از گفتهء عمران بن حدير از گفتهء مردى از قبيله ما به نام مقاتل مرا خبر داد كه قطبة بن قتاده سدوسى مىگفته است * به رسول خدا گفتم : دست بگشاى تا از سوى خود و دخترم حرمله با تو بيعت كنم و اگر بر خداى دروغ بندم خداوند عطايش را از من باز دارد . قطبه مىگفته است : خالد بن وليد همراه سوارانش بر ما حمله كرد ، گفتيم ما مسلمانيم دست از ما برداشت و ما همراه او در جنگ ابلّه شركت كرديم و آن را سخت كوبيديم و

--> ( 1 ) خليفة بن خياط عصفرى ، از دانشمندان و مؤلفان بزرگ نيمه اول قرن سوم و در گذشته به سال 240 هجرى و از معاصران محمد بن سعد و مؤلف كتاب طبقات الرواة و كتابهاى ديگر ، به سيوطى ، كتاب طبقات الحفاظ ، چاپ على محمد عمر ، مصر ، 1393 قمرى ، ص 190 مراجعه فرماييد .